اشعار زیبا طنز درباره زن و زن سالاری

اشعار زیبا طنز درباره زن و زن سالاری

اشعار زیبا طنز درباره زن و زن سالاری

اشعار زیبا طنز درباره زن و زن سالاری

 

«همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد»
موقـع بحث هوو- لیک هیاهـــــو می کرد!

 

بسکه با فکـــر و خیالات عبث می خوابید
نصف شب در شکـم آن زنه چاقو می کرد!

 

وقتی از رایحه ی عشق سخن می گفتم
زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد

 

طفلکی مادر مــن آش که می پخت زنم-
معتقد بود در آن جنبـــــــل و جادو می کرد

 

بهـــر او فاخته می دادم و می دیدم شب
داخل تابـــه به آن سس زده کوکو می کرد!

 

آخـــــــر برج کــــه هشتم گرو نه می شد
باز از مـــــن طلب ماهــــی و میگو می کرد

 

فیش دریافتــــــــــی بنده از او مخفی بود
زن همکـــــار ولی دست مـــــرا رو می کرد

 

دخل یکمـــــــــاه مرا می زد و ظرف یکروز
خـــرج مانیکــــــــور و میزامپلی مو می کرد

 

گـــــر نمی دادم بــــــا اشک سر مژگانش
آب می زد بــــــــــه ته جیبم و جارو می کرد

 

زندگی خواهــــر خود را می خورد
کاو بــــه مچ – تـــا سرآرنج- النگو می کرد

 

نظـــــــــــر مادرش از هر نظری حجت بود
هر چــــــــه می کرد فقط با نظر او می کرد

 

بر خلافش اگـــــر آن دم نظری می دادم
لنگــــــه ی کفش نثــــار من هالو می کرد

 

کاشکی دست بزن داشتم امــا چه کنم
که خدا قسمت او شوهـــــر مظلومی کرد!

 

 

 

اشعار زیبا طنز درباره زن و زن سالاری

 

اس ام اس ویژه تبریک آغاز امامت حضرت مهدی (عج)

اشعاری زیبا برای آغاز امامت صاحب الزمان (عج)

کارت پستال ویژه تبریک امامت امام زمان (عج)

چند نامه کوتاه به سلطان عالم حضرت مهدی (عج)