دلنوشته های دلنشین زیر خاکی /دلنوشته های ناب و باحال

دلنوشته های دلنشین زیر خاکی

دلنوشته های ناب و باحال

دلنوشته های دلنشین زیر خاکی دلنوشته های ناب و باحال

دلنوشته های دلنشین زیر خاکی
دلنوشته های ناب و باحال

 

این روزها به جای” شرافت” از انسان ها فقط” شر” و ” آفت” می بینی !

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند
تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

سیاه سیاهم
با زرد هماهنگم کن استاد!
گاه حجم یک کلاغ
کنتراست یک تابلو را حفظ میکند

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

گز میکند خیابانهای چشم بسته از بر را
میان مردمی که حدودا میخرند و
حدودا میفروشند
در بازار بورس چشمها و پیشانی ها
و بخار پیشانیم حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!
نقاش‌ها « تابــــلـــــو »
زندانی‌ها « تنهـایــی »
دزدها « ســَــــرک »
مریض‌ها « درد »
بچه‌ها « قــَد »
و من برای کشیدن
« نــفــــس‌های تـــو » را انتخــاب می‌کنم …

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

شب گردیای
من دوباره
بی هدف شد …
غربت
تمومه عالمه
وقتی نباشی…

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قر آن خوانده ام… یعقوب یادم داده است:
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

دور و بر من پر است از
کاغذ های مچاله ای که
هر کدام خاطره ای
دردی
ناگفته ای دارد
و جایش سینه ی سطل کوچکیست
که بزرگترین سنگ صبور من است

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

عشق را
باید از زمزمه
بارش چشمان تو
با واژه احساس سرود
و در این
قدرت دریـایی تو
کشتی توفان زده را
در دل امـواج سپرد

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

خار خنديد و به گل گفت سلام
و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتي چند گذشت
گل چه زيبا شده بود
دست بي رحمي نزديك امد
گل سراسيمه ز وحشت
افسرد
ليك ان خار در ان دست خزيد
و گل از مرگ رهيد
صبح فردا كه رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت سلام
گل اگر خار نداشت
دل اگر بي غم بود
اگر از بهر كبوتر قفسي تنگ نبود
زندگي عشق اسارت قهر و اشتي
همه بي معنا بود

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

خداوند قادرترین
کارگردانیست که با
رسیدن سپیده دم میگَوید:

نور
صدا
حرکت

او زیباترین فیلم هستي
راکلید میزند
‌ومن بهترینن ‌نقش را
برایتان آرزو میکنم.

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

پیدا کردن
یک دوست با وفا
و صادق مانند
یافتن قطره اشکی
دراقیانوس است
اگرچنین دوستانی
داریدقدرشان را
بدانید

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

الهی
که امروز
پروانہ ی خوشبختی
بشینہ رو گل وجودتون
روزتان عالی
ﻳﻚ ﺩﻧﻴﺎﻋﺸق
ﻳﻚ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ
ﻳﻚ ﺟﻬﺎﻥ ﺯﻳﺒﺎیی
ﻳﻚ ﻋﻤﺮﺳﺮﻓﺮﺍﺯﻱ
ﺍﺯﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻢ
ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻬﻤﻮﻥهمیشگیِ
ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

“برای من هیچ در بسته ای وجود ندارد، اراده ی من هر دری را می گشاید؛ پس آینده ی من روشن است.”

 

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

 

انسان‌ها، با مهرشان کار خورشید را
بر عالم هستی میکنند
به دلهای تاریک
روشنایی می‌بخشند
اندیشه کن،
تا پیشه‌ور مهربانی باشی
هدیه شما عشق و آرامش باشد
تا آسمان در قلبها، جاودان بماند

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

کودک که بودم گمان میکردم
سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد…
حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم،
ما را ترک میکنند…!مادامی که پارو نزنی .”قایق زندگیت”یا در سر جای خود خواهد ماند ویا با هر بادی به سویی خواهد رفت . پس تلاش کن که تلاش”لازمه زندگیست.

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

دلــــم جاده ای می خواهد
که ببرد مـــرا
و برنگرداند هــرگز…

 

 

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد، کار سختی پیش رو نباشد.
آرامش یعنی در میان دغدغه ها، صدا ها، مشکلات و کار سخت،
دلی آرام وجود داشته باشد و بتوانی آرامشت را تقدیم کنی به عزیزانت و آنانی که دوستشان داری …

 

 

دلنوشته های دلنشین زیر خاکی

دلنوشته های ناب و باحال

 

 

دلنوشته عاشقانه