دل را به تمنای کسی خسته نکن

دل را به تمنای کسی خسته نکن

دل را به تمنای کسی خسته نکن الهی !
راضی نباش دلی از دلدار جدا بماند
به خودت قسم ،به ولله که اگرجدا بماند بمیرد

دل را به تمنای کسی خسته نکن

ای آسمان ابری دلم سلامت می کنم
صبح دل پریشانت بخیر بانوی شعر وغزل
ای از بهانه لبریز ای دل ویرانه سلامت می کنم
اجازه هست در کنار دل پاییزیت دمی بنشینم
هم صحبت تن شهریوری ولی پاییزیت شوم
بی خانه مثال پرستوی مهاجر قصه هایت شوم
بیا با یک نگاه گرم خود امیدواری مهمان دلم بکن
بگذار بمانم امروز غزل هایت از من دل میبرد
سرشار عشقم ،نمی خوانی از سلام های من
ای غزل انگیز دل ویرانه ی من

 

دل را به تمنای کسی خسته نکن

عشق یعنی
وقتی که به دلش دل دادی
رفیق نیمه راه نباشی
وقتی بی قرارته
در کنارش باشی
مبادا دلش تنها نمونه
آهاااااااای” تو ” یی که …..

دل را به تمنای کسی خسته نکن

غریب مانده ایم
غریب یعنی من
غریب یعنی تو
غریب یعنی
دل هایی که هرگز به هم نرسید..!

به کسی که دوستش داری
بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
او دیگر صدایت را نخواهد شنید…!

دل را به تمنای کسی خسته نکن